لینکستان
درباره ما

اهل سنت
خواهران حوزه
سلام به تمام دوستان و عزیزان.خیلی خوشحالم که از وبلاگ ما دیدن کردین. خوشحال میشم که ما رو یاری کنین تا بتونیم وبلاگ خوبی رو راه اندازی کنیم.

نویسندگان این وبلاگ که خواهران حوزه هستن به صورت تمام وقت آنلاین هستن و پاسخگوی تمامی سوال شما عزیزان هستن.امیدواریم که بتوانیم وبلاگ موفق با کمک شما دوستان داشته باشیم.
ایمیل :



کد کج شدن تصاوير

*

حوزه علمیه خواهران اهل سنت

* ** p align="center"> دانلود سرای اسلامی

p align="center"> دانلود سرای اسلامی

.....


  • نویسنده : خواهران حوزه
  • تاریخ : 10:43 - سه شنبه دهم اردیبهشت 1392



  

خورشید را دوست دارم حتی اگر نتابد

به عشق ایمان دارم حتی اگر آن را حس نکنم 

به خدا ایمان دارم حتی اگر سکوت

کرده باشد.


(دیوار نوشته ای از ویرانه های جنگ جهانی)


دسته بندی :



  • نویسنده : خواهران حوزه
  • تاریخ : 9:11 - یکشنبه هجدهم آبان 1393

زندگی سرای آزمایش است

زندگی آکنده از آزمایش و سختی های فراوان می باشد

زیرا دنیا محل آزمایش و امتحان است

هرکس ایمانش قویتر باشد لذا آزمونش سخت تر خواهد بود تا به مرحله بالاتر برسد

همانطور که در دنیا آزمون دکترا سخت تر از آزمون ارشد و ارشد از آزمون لیسانس سختر است.

هیچوقت در بین این آزمایشات الهی در مرگ عزیزان در فقر،بیکاری،مریضی به درگاه احدیت شکوه نکن

همیشه شاکر نعمت ها و دادهای الهی باش. چون شکر نعمت نعمتتت را افزون می کند.

به یاد زندگی اسوه حسنه حضرت محمد(ص)بنگرکه چگونه وقتی بدون گناه از دیارش راهی طایف گشت تا آن ها را به اسلام عوت دهد

اما آنها چه نصار رحمت اللعالمین کردند.او را سنگباران کردند و دشنام و ناسزا نصیب آن بزرگار کردند

آن حضرت را با اشکانی در چشم و با پاهای خونین و دلی آکنده از غم رو به سوی قبله کرد و مولایش را سپاس گفت(بعد از این همه رنج و سختی)و اینچنین سوزناک درخواست کرد: الهی از ناتوانی ،بیچارگی و سستی ام در برابر مردمان به تو شکایت می برم،تو مهرورزترین مهروزان هستی ،پروردگار مستضعفینی،تو پروردگار منی،مرا به که می سپاری؟به خویشاوندی که بر من رو ترش کرده اند؟یا دشمنانی که آنان را بر امورم چیره گرداندی؟اگر از من خشمگین نباشی باکی نیست.عافیت تو برایم گسترده تر است پناه میبرم به نور چهره ات که تاریکی ها به آن روشن می شود و امور آخرت و دنیا به آن سامان یابد.از این که بر من خشم گیری یا غضبت مرا فرا گیرد .خشنودی برای توست تا که خشنود گردی.هیچ توان و نیروی جز با کمک تو نیست

با دعا خودت را آرام کن

دعادر نصف شب را فراموش نکن

خداوند تبارک و تعالی در نیمه شب می فرماید آیا سوال کننده ای است که به او عطا کنم ؟ آیا استغفار کننده ای هست تا او را ببخشم؟آیا دعا گویی هست تا اجابت کنم؟

التماس دعا


دسته بندی :



  • نویسنده : خواهران حوزه
  • تاریخ : 11:40 - یکشنبه چهاردهم اردیبهشت 1393

حقوق پدر و مادر بعد از وفاتشان

از طرف اللله تعالی به فرزندان دستور داده شده که برای والدین خود اینچنین دعا بکنند (و قل رب ارحمهما كما ربياني صغيرا)و بگو پروردگارا بر پدر و مادرم رحم کن چرا که مرا در خردسالی پرورش داده اند.

روزی شخصی از بنی سلمه به خدمت آن حضرت آمد و پرسید:آیا پدر و مادرم بر من چنان حقی دارند که آن را بعد از وفاتشان ادا کنم؟فرمودند:بله برای آنها دعای خیر  و رحمت کن و از الله تعالی  برای آنها مغفرت و بخشش بخواه و اگر  با کسی عهد  وپیمانی دلارند ادا کن و به افرادی که با آنها تعلقی خویش دارند مدارا و خوبی کن  و حق آنان را بده ودوستان آنان را گرامی بدار.

در روایت دیگری آمده کسی که می خواهد پدرش در قبر آرام باشد و به وی خدمتی کرده باشدپس باید که بعد از انتقال پدر،با برادرانش برخورد شایسته داشته باشد.

در روایت دیگری آمده است:زمانی که فردی می میرد عملش قطع می شود مگر در سه مورد از صدقه یا علمی که شخصی از آن بهره بگیرد و یا فرزند صالحی که برایش دعا بکند.                         



دسته بندی :



  • نویسنده : خواهران حوزه
  • تاریخ : 9:38 - یکشنبه هفدهم فروردین 1393

به مناسبت شهادت  حضرت طلحه و زبیر  در پنجم جمادی الثانی بران شدم تا مقاله ای در شان این دو بزرگوار بنویسم.

حضرت طلحه (رض)

حضرت طلحه(رض)از قبیله تیم با حضرت ابوبکر صدیق (رض) از یک قبیله بوده است و در مره نسیش به نبی اکرم (ص) می باشد.حضرت طلحه (رض) تاجر معروفی از اهالی مکه بود که قبل از اسلام جهت تجارت به شام می رفت.در شام مسیر زندگیشان فرق کرد .حضرت طلحه می فرماید:در حینی که در بازارهای شهر بصری شام بودم. ناگهان صدای راهب را شنیدم که می گفت:مردم ! ای گروه بازرگان ،از مردم این موسم وبازار بپرسید :آیا کسی از اهل حرم در میان آنها هست؟من که در آن حوالی بودم ،کنجکاو شدم و به طرفش رفته و گفتم بله،من اهل حرم هستم ،امر بود ؟ گفت:آیا  احمد ظهور کرده است ؟ گفتم :احمد کیست؟گفت:پسر عبد الله بن عد المطلب. این همان ماهی است که در آ« ظهور می کند و او آخرین پیامبر خداست و در دیار شما در سرزمین حرم ظاهر می شود و به سرزمینی مهاجرت می کند که که دارای سنگلاخ های سیاه رنگ نخل و شوره زار و چشمه های آب است. جوان ،زنهار!زود به او ملحق شوی!حضرت طلحه(رض ) می فرماید بعد از برگشتن به مکه از زنم پرسیدم :آیا بعد از اینکه از مکه رفتم اتفاقی افتاده است؟گفت:بله محمد بن عبد الله ادعای پیغمبری کرده است و ابن ابی قحافه (حضرت ابوبکر(رض))به او ملحق شده و به او گرویده است. چون حضرت ابوبکر را می شناختم ،مردی آرام،خون گرم و متواضع بوددر مورد اخبار و انساب عرب اطلاعات زیادی داشت اغلب به دورش جمع می شدیم همینکه موضوع را شنیدم ،نزدش رفتم و گفتم :آیا درست است که محمد ادعای پیامبری کرده است،و تو از او پیروی کرده ای؟گفت:بله و مرا تشویق کرد که دین او را بپذیرم من هم قصه راهب را برایش تعریف کردم ،سخت تعجب کرد و گفت:پس زود باش ،آنگاه در حضور پیامبر اکرم(ص) مسلمان شد. بدین ترتیب چهارمین نفری بود که توسط حضرت ابوبکر و هشتمین نفری که یار ورهرو پیامبر شد.

حضرت زبیر

زبیر در کودکی با مردی در مکه جنگ و زد و خورد کرد و دست آن مرد را بشکست و او را سخت کتک زد.آن مرد را در حالی که حمل می کرد ند از کنار صفیه مادر زبیر عبور دادند،صفیه پرسید :چه شده است؟گفتند با زبیر زد و خورد کرده است،صفیه خطاب به او گفت:زبیر را چگونه دیدی آیا پنداشتی کشک است یا خرما یا اینکه شاهین چابک و تیز پرواز .

حضرت زبیر  از سن 16 سالگی در اثر تبلیغ حضرت ابوبکر صدیق اسلام آورددوبار قبل از هجرت پیامبر به مدینه به حبشه هجرت کرد . در کلیه غزوات رسول اکرم (ص) نقش فعال داشت یکی از بیعت کنندگان بیعت الرضوان و نیز یکی از معدود کسانی که در جنگ حنین در کنار پیامبر خدا با شهامت وصف ناپذیری جنگیدو در  جنگ خندق وقتی که پیامبر خدا مردم را آوردن خبر از احزاب دعوت کرد ،بعد از سه بار دعوت پیامبر در هر سه بار حضرت زبیر داوطلب شد. پیامبر گرامی در حق او فرمودند:برای هر پیامبر حواری است و حواری من زبیر بن عوام است. یکی از بیرق های فتح مکه در دست او بود.چون پیامبر نقشه خانه سازی برای حضرت زبیر یک قسمت زمین وسیع را تعیین کرد و باغ خرما را که از اموال بنی نضیر بود را به داد.


پاره ای از فضایل ای دو بزرگوار از زبان پیامبر

1.      هر کس دوست دارد به شهیدی نگاه کند که زنده است و بر روی زمین راه می رود به طلحة بن عبید الله نگاه کند

2.      هر کس می خواهد به مردی نگاه کند که به عهد خود وفا کرده است به طلحه بنگرد.

3.      رسول الله (ص) فرمودند:طلحه و زبیر همسایگان من در بهشت هستند.

4.      حضرت طلحه چاه بیسان را خریداری کرده و برای مسلمانان وقف کرد و پیامبر (ص) فرموند: ای طلحه تو صاحب بخشش زیادی هستی و گذشت در راه خدا خصلت ارزشمند تو قرار دارد.

5.      کسی که پیامبر (ص) درباره او فرمود:پدر و مادرم فدایت باد.



دسته بندی :



  • نویسنده : خواهران حوزه
  • تاریخ : 10:31 - چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392

مرگ عبارت است از انتقال از یک حالت به حالت دیگر،که در آن روح از جسم و بدن جدا می شود.

روح انسان از بین نمی رود چون الله تبارک و تعالی آنر ا برای باقی ماندن آفریده است و در ناز و نعمت یا در عذاب قرار دارند.
کیفیت مرگ بدین صورت است که در حالتی که انسان  در حال ترک دنیا و رو کردن به آخرت باشد فرشتگانی به نزد وی از آسمان فرود می آیند چهرهایشان مانند خورشید است واز بهشت کفن و خوشبویی همراه دارند تا اینکه به حد فاصل دید وی می نشیند و پس از این فرشته مرگ می آید و به نزد سر وی می نشیند و می گوید :ای روح آسوده خاطر از جسد خارج شو و به سوی رحمت خداوند و رضایت وی،پس روح از جسد ماند قطره ای آب که از مشک می چکد جدا می شود.

خداوند به حضرت ابراهیم فرمود:ای خلیل من مرگ را چگونه یافتی؟حضرت ابراهیم (ع)جواب داد مرگ را مانند سیخ کبابی گرم شده یافتم ،که در پشم تر گذاشته شده و سپس کشیده می شود.خداوند فرمود :آیا غیر این است که ما مرگ را برای تو آسان کردیم .

از حضرت پیامبر (ص) در مورد شدت مرگ سوال و ایشان در پاسخ فرمودند:آسانترین مرگ مانند گیاه چوب خاردار و یا استخوان ماهی است که داخل پشم است آیا گیاه خاردار و استخوان ماهی بدون همراه گرفتن پشم از پشم بیرون  می شود.

             هنگامی که انسان مشرف بر مرگ می شود  انواع و اقسام فتنها ها به انسان رو می آورد.شیطان کارکنان خود را به نزد شخص محتضر می فرسد و آنان را به شکل سلف صالح  که این شخص قبلا با آنان شناخت داشته است و قبل از وی وفات یا فته اند ،حاضر می شوند و می گویند:ای فلان،تو میری و ما پیش از تو وفات نموده ایم . سعی کن تا یهودی بمیری چون دین یهود حق است ،اگر شخصی در حال مرگ از آنها رو گرداند ،و رهایشان ساخت آن گروه از کارکنان شیزان می روند.و گروه دیگر می آیند و به او می گویند:بمیر بر دین مسیحیت ،چون این دین ،دین حضرت عیسی است و خداوند با این دین موسی را منسوخ گدانده است و پیوسته برای وی عقیده  ملتها را دکر می کند در این هنگام هر کسی را که خداوند بخواهد او را منحرف می سازد.



دسته بندی :



  • نویسنده : خواهران حوزه
  • تاریخ : 8:57 - چهارشنبه هفتم اسفند 1392

  تحفةُ المومنِ اَلموتُ .
ترجمه : مرگ برای مومن هدیه ای است.

توضیح حدیث : زیرا مومن را از غم و اندوه دنیوی و رنج و مشقت دنیوی نجات می دهد و به نعمت های ابدی که برای او آماده شده است می رساند . عبدالله بن عمر (رض) فرمودند : که من همراه دو نفر از انصار در محضر رسول خدا حاضر شدم شخصی از انصار بلند شد و عرض کرد چه کسی از همه انسانها عاقل تر و هوشیارتر است ؟ فرمودند : کسیکه مرگ را به کثرت یاد کند و برای بعد از مردن آمادگی پیدا می کند و فرمودند : یاد کردن مرگ دلها را زنده می کند و سبب مغفرت گناهان می شود و انسان به عبادات شوق و رغبت پیدا می کند .

و رسول اکرم (ص) فرمودند : اگر شما بدانید که بعد از مرگ چه می گذرد هر گز لب به غذا نمی زدید و کم می خندیدید و بسیار گریه می کردید و فرمودند : یاد کنید آن چیزی را که لذتها را از بین می برد .

تمام زندگی با غم مردن نمی ارزد       حیات خضر اگر خواهی به جان کندن نمی ارزد


دسته بندی :



  • نویسنده : خواهران حوزه
  • تاریخ : 11:11 - چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392
دعوت به دین یا مذهب؟

الله  جل جلاله اسلام را آخرین دین قرار داده است و امت اسلامی را آخرین امت قرار داده است و بعد از حضرت ختمی مرتبت  پیامبر و منجی جدیدی ظهوز نخواهد کرد و بار گران دعوت الی الله بر دوش تک تک مصلحان و مجددان این امت نهاده شده است.

و با توجه به تفرقه و اختلافی که که در امت اسلامی به وجود آمده و که منجر به جنگهای داخلی و خونریزی و ناامنی در کشورهای اسلامی است که این وضعیت متناسب با آن اسلام نابی که سالها پرچمدار سراسر عالم بوده نیست.

از این رو علماء در دعوت به سوی مذهب خاصی را جایز نمی دانند  چرا که دعوت به یک مذهب مستلزم نفی حقانیت مذاهب دیگر است که این مسئله خطرناکی است و موجب بروز اختلاف و تفرقه هر چه بیشتر بین مسلمانان می گردد.و مستلزم نادیده گرفتن بخشی از نصوص قرآن  و سنت میگردد.

و هیچ مکتب فکری نباید صرفا خود را بر جاده صواب بدانند وب ه پذیرش مکتب فکری خویش دعوت کنند پس دعوت به اصل اسلام باید سرلوحه هر داعی و مبلغ باشد که در آن جای هیچ گونه شک و تردید نیست و اتحاد در انسجام در کشور اسلامی حاکم خواهد بود.

البته این امر نفی گفتگوی علمی و تضارب آراء بین علماء و  صاحبنظران و یا نفی کوشش و تلاش برای از بین بردن بدعات نیست بلکه با رعایت اصل حکمت و موعظه حسنه و مجادله باللتی هی احسن نیست اما متاسفانه گذشت زمان و اختلافات داخلی و ظهور گروهها و فرقه های گوناگون سبب شده که مسلمین هدف اصلی خود را فراموش کنند و توان و صلاحیت هایشان را علیه یکدیگر صرف کنند و رفته رفته دشمن مشترک فراموش گردد و خشم و نفرتی که باید علیه کفار و مستکبرین جهان صرف شود متوجه خود کلمه گویان گردد و همدیگر را تکفیر می کنند و دشمنان از این حالت اسلامی به خوبی بهره برداری و سوء استفاده کنند و خود مسلمانان سپر بلای کفار می گردند.

من از بیگانگان هرگز ننالم                               که با من هر چه کرد آشنا کرد

 


دسته بندی :



  • نویسنده : خواهران حوزه
  • تاریخ : 9:59 - دوشنبه بیست و سوم دی 1392

بهشت در خانه های ما

«والله جعل لکم من بیوتکم سکنا»(نحل 80)خدا خانه هایتان را جای آرامشتان قرار داده است.

داستان درباره گروهی از فیل هاست که در جنگل مجاور هند زندگی می کرده اند ساکنان این روستاها را کشاورزان تشکیل می دادند و به کار کشاورزی مشغول بودند.بعد از انسان انسان فیل حیوانی است که از همه بیشتر  به صورت خانوادگی زندگی می کند . فیل ها از خلال آموزش بزرگ به کوچک خانواده را از هم به ارث می بردندو این فیل ها عادت داشتند که هر شب با فیل های کوچک به سراغ روستاهای مجاور بروند . محصولات کشاورزان را بخورند . این امر خشم کشاورزان رابخورند .این امر خشم کشاورزان را برانگیخت و سر راه آنان موانع خاردار گذاشتند ولی فیل ها موانع را با پاهایشان لگد می کردند و وارد مزرعه می شدند و محصولات را می خوردند. کشاورزان برای فیل ها فلفل می گذاشتند یا بمب فلفل به سویشان پرت می کردند تا آنان را دور کنند ،اما بی فایده بود.در آخر تصمیم خطرناکی گرفتند :کشتن فیل های بزرگ. کشتن پدران و مادران. چون آنها گله ی فیل را هدایت می کردند . آنها گمان می کردند با این کار مشکل حل می شود. وقتی تربیت کننده فیل ها از بین رفت نسلی از فیل ها به وجود آمدکه وحشی شده بودند. این فیل های کوچک بزرگ شده بودند و به انسانها هجوم آوردند .تعدادی از انسانها را کشتند،خانه ها را خراب کردند و روستاها را ویران کردند مردم برای حل این مشکل مجبور شدند که فیل های بزرگی از آفریقا بیاورند تا فیل های کوچک را تربیت کنند بعد از شش ماه صلحبه روستا بازگشت و فیل ها به خوردن محصولات اکتفا کردند.

می توان اینطور نتیجه گرفت که با بنا کردن یک خانواده سالم تعداد زندانی ها را می توان کم کرد.

·        ارزش و اهمیت خانواده بر کسی پوشیده نیست چرا که خدای تعالی خواست که خانواده آغاز بشریت باشد.

·        و از اولین لحظات خلقت و قبل از فرود آمدن آدم به زمین رحم به عرش رحمان آویزان شد و گفت:پروردگارا،این جایگاه کسی است که از قطع ارتباط به تو پناه می آورد.خداوند فرمود :آیا راضی نمی شوی ارتباط برقرار کنم با کسی که با تو ارتباط برقرار کرد و قطع ارتباط کنم با کسی که با تو قطع ارتباط کرد؟گفت:راضی شدم ای پروردگار .خدای تعالی فر مود:این برای تو.

·        خدای تعالی «میثاق غلیظ»را برای ازدواج به کار برده است که به معنای عهد و پیمان محکم و استوار می باشد.

اکنون چند قانون ساده برای حل مشکلات خانوادگی را ذکر می کنم .

·        عبادت مشترک با همه افراد خانواده از جمله خواندن قرآن  خواندن نماز ،ذکرخدا،دعا ،غذا خوردن با همدیگر

·        خانواده بر اصلی به نام رحمت استوار است.هر وقت در قرآن ارتباطات خانودگی ذکر می گردد همواره کلمه رحمت با آن ذکر می گردد.«و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینک مودة و رحمة..»روم 21.و از نشانه های قدرت اوست که برایتان از جنس خودتان همسرنانی آفرید تا به ایشان آرامش یابید و میان شما دوستی و مهربانی نهاد.

·        یک رویای زیبا برای خانواده ات ترسیم کن.خانواده ات را به دور از مشکلات به شکل زیبایی ترسیم کن تحقق این را دور نشمار چون رویاهای دیروز همان حقایق امروز هستند.

·        یک هدف برای خانواده ات بگذار.رویاها و اهدافمان را جمع کنیم ،خانواده ایکه بدون هدف باشد خانواده ایست که زندگی چرخشی دارد تا جایی که حالت تهوع می گیرد

چگونه یک هدف بسازیم؟با خانواده ات صلح کن،باید نفس ها صفا یابد سپس یک جلسه ی زیبا برای خانواده تدارک ببین.

·        خودت به تنهایی هدفی را وضع نکن ،باید همه شرکت کند و هدف آنان را پیرامون خود جمع کن.

·        خیلی دعا کن که خداوند بر شما منت نهاد که خانواده خوب به شما عنایت شده

·        با کسانی که بیشتر حرف شما را اجابت می کنند شروع کن .

·        باید هدفی را تعیین کنی و در مکانی از منزل قرار دهی که همه افراد خانواده آن را ببینند.

·         هر چند وقت یک بار باید هدف را مرور کنی و کسی که از همه بیشتر اهمیت می دهد به دیگران کمک کند که آن را یاد آور شود.

·        جمع شدن برای دعا تا هدفتان محقق شود.

·        اگر هدف محقق شد باید هدفی دیگر تعیین گردد.


دسته بندی :



  • نویسنده : خواهران حوزه
  • تاریخ : 8:11 - جمعه یکم آذر 1392
توبه

توبه در لغت به معنای رجوع و بازگشت است.توبه از همه گناهی واجب است.
اگر گناه مربوط به حق الهی است برای توبه سه شرط لازم است.اول اینکه دست
از آن معصیت بردارد.دوم اینکه بر کار خود پشیمان گردد
سوم اینکه هیچگاه به چنان گناهی برنگردد.

اگر گناه مربوط به حق آدمی می باشد علاوه بر موارد قبلی لازم است حق صاحب حق را ادا کند.اگر مالی را از او دزدیده به او ادا کند اگر غیبتی کرده  حلالیت طلب کند

خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم می فرماید:« وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» سوره مبارکه نور آیه 31.
همه مومنان به درگاره رب العزة توبه کنیدتا رستگار شوید .

بایستی توبه بکنند طلب آمرزش برای  فرد گناهکار سبب پاک شدن
از گناه می باشد از این قاعده و قانون هیچ کس مستثنی نمی باشد
همه افراد چه خطاکار و چه غیر خطاکار روزی هفتاد بار تا صد مرتبه در
روز از خداوند طلب آمرزش می خواستند
در حالی که در قرآن نوید بخشش لغزشهای ایشان داده شده است.

توبه و استغفار سبب دور شدن بلاها و مصایب آسمانی و زمینی
می گردد.
خداوند متعال در جواب نضر بن حارث که در
زمان نبی کریم طلب
عذاب الهی را کرد علت عدم نزول عذاب را دو مورد بیان می کند.
اول حضور نبی مبارک و دوم استغفار استغفار کنندگان به بارگاه
الهی
« وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ
يَسْتَغْفِرُونَ »
(انفال،33) و خداوند مادام كه تو در ميان ايشان
هستى،آنان را عذاب نمى‏كند،و نيز مادام كه استغفار مى‏كنند،
عذاب‏ كننده آنان نيست‏.

انسان نباید هیچگاه از درگاه رب العالمین ناامید باشد و به علت
کثرت گناهان خود را لایق هم کلامی با رب العزة نداند چرا که
الله جل جلاله می فرماید:
« قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن
رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ »

سوره زمر
﴿۵۳
بگو اى بندگان من كه بر خويشتن زياده‏ روى
روا داشته‏ ايد از رحمت‏ خدا نوميد مشويد در حقيقت‏ خدا
همه گناهان را مى ‏آمرزد كه او خود آمرزنده مهربان است (
۵۳)

نبی کریم داستانی را از امتیان پیش ذکر می کند که جای بسی تفکر دارد.مردی نودو نه نفر را به قتل رساند (با این حال خواست راه بازگشتی را پیدا کند)از مردم سراغ داناترین آنها را پرسید او را به یک شخص راهبی(که وقت خود را به عبادت سپری می کرد و آگاهی دینی نداشت )راهنمایی کردند.آن مرد به سراغ راهب رفت و ماجرای نود و نه قتل خود را ذکر کرد و گفت :آیا من می توانم توبه بکنم؟آن راهب(فکر کرد رحمت الهی  آن شخص را در نظر نمی گیرد)و گفت :نه خداوند تو را نمی بخشد.آن مرد هم آن راهب را کشت و تعداد مقتولین او به صد نفر رسید .(باز هم از درگاه رب العزة ناامید نشد)و از آگاهترین مرد زمانه خود پرسید.مردم هم او را به یک عالمی راهنمایی کردند.او به سراغ عالم رفت و ماجرای قتل صد نفر را بیان کرد  و گفت آیا راه توبه برای من باز است؟آن عالم بزرگوار فرمود:بله چه کسی بین تو و بین توبه حائلی قرار داده(برو توبه کن)برو به فلان سرزمین ،مردم آن سرزمین خدا را عبادت می کنند و به دیار خودت بر نگرد مردمان آن دیار بد هستند(محیط را برای توبه آماده کن)
آن مرد رفت و رفت تا اینکه در میانه راه فرشته مرگ به سراغ او آمد. (عجب صحنه ای!! فکر می کنید چه معامله ای با می شود؟آیا بهشتی است یا جهنمی؟)ناگهان فرشتگان رحمت و عذاب هر دو حاضر شده با هم خصومت می کنند فرشتگان رحمت می گویند:این فرد توبه کننده به سوی درگاه رب العالمین آمده است.
فرشتگان عذاب می گویند :او هیچ عمل خیری را انجام نداده است(پس لایق بهشت نیست)
اکنون فرشته ای در صورت آدمی به عنوان حکم در بینشان قرار گرفت و حکم داد که فاصله بین  سرزمین که مردمان پاک داشته و سرزمین دیگر را اندازه بگیرید به هر کدام نزدیکتر باشد او متعلق به همان سرزمین اسن .(شروع به اندازه گیری کردند)پس دیدند به آن سرزمین پاکان فقط و فقط یک وجب نزدیکتر شده بود. و او را فرشتگان رحمت بردند.

سبحان الله ! رحمت الهی بس زیاد است






لازم بذکر است توبه تاز مانی قبول می شود که نفس به گلوگاه نرسد. توبه دم مرگ هنگام دیدن عزراییل مورد پذیرش رب العزة نیست

 

 


دسته بندی :



  • نویسنده : خواهران حوزه
  • تاریخ : 10:27 - شنبه یازدهم آبان 1392
رابطه بین وضو و بیماری تراخم چشم

بر موضوعی در رابطه با بیماریی به نام تراخم که چشم به آن مبتلا می‌گردد، اطلاع یافتم، این بیماری التهابی است، که به قسمت درونی قرنیه چشم اصابت نموده، و مدتی ایجاد خارش و سوزش خفیف نموده و به کوری می‌انجامد، که البته مدّ نظر ما نیست،

چون این موضوعی است که از کتاب‌های طب بشری قابل استنباط می‌باشد، و اما آنچه که ما مورد عنایت قرار می‌دهیم اینکه نویسنده‌ای متخصص زن مقاله‌ای نوشته است، که در مجله‌ای علمی - که آژانس اطلاعات تابع ملل متحد آنرا صادر می‌نماید منتشر شده است. و نویسنده می‌گوید : غسل منظم و وضو برای نماز در جامعه‌های اسلامی در منع انتشار این بیماری (تراخم) که عامل اصلی نابینایی در جهان سوم می‌باشد کمک فراوانی نموده است، و نویسنده می‌افزاید که حدود پنج میلیون نفر در سراسر دنیا به این بیماری مبتلا هستند، که با دنبال کردن طریقه اسلامی در نظافت واجب بر هر مسلمان قبل از نماز می‌توانند خود را از نابینایی بدور سازند، و می‌گوید : ملاحظه شده است که در جامعه‌های اسلامی پای‌بند، به واجبات دینی، مقدار مبتلایان به این بیماری در حدّ پایینی است، و بلکه در جامعه‌های اسلامی که در روز پنج بار خود را به وضو گرفتن ملتزم نموده‌اند به حد صفر رسیده است.

پس می‌بایست ایمان و باور داشته باشیم که این اوامر و نواهی از جانب آفریدگار بشر می‌باشد به همین خاطر ساده‌لوحی است که تصور کنیم که دستور خداوند تنها دارای یک یا دو فایده می‌باشد، دستورات الهی فوائدی را داراست که قابل شمارش و آمار نیست، و این [مطلب] از نویسنده‌ای [زن] است که مطلقاً ربطی به مسأله دین [اسلام] ندارد، در خلال پژوهش و تحقیقات و آمارها یافته است که تعداد مبتلایان به بیماری تراخم که پنج میلیون نفر در دنیا هر سال به آن دچار می‌گردند، در جامعه‌های اسلامی ملتزم به وضو و رعایت نظافت با نحو مشهودی ریشه‌کن شده است. و این [اثر] شریعت الهی است، به همین مناسبت برخی دانشمندان می‌گویند : رابطه میان عبادت و نتایج آن و نیز میان معصیت و نتیجه آن رابطه‌ای علمی می‌باشد.

با وجه به اینکه انسان برحسب وجود و سلامت و کمال وجود خویش سرشته شده است، لازم است به آغاز خود برگردد و به عبادت و تطبیق روش الهی بپردازد، و خداوند می‌فرماید :

‚وَ مَنْ یُطِعِ اللهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فازَ فوزاً عَظیماً ƒ  (احزاب : 71)

«هر کسی از خدا و پیام‌آور او اطاعت و پیروی نماید به فوز و سعادت بزرگی نائل شده است».


تگها : رابطه بین وضو و بیماری تراخم چشم


دسته بندی :



آخرین مطالب

» ( سه شنبه دهم اردیبهشت 1392 )
» زندگی سرای آزمایش است ( یکشنبه هجدهم آبان 1393 )
» حقوق پدر و مادر بعد از وفاتشان ( یکشنبه چهاردهم اردیبهشت 1393 )
» حضرت طلحه ( یکشنبه هفدهم فروردین 1393 )
» مرگ ( چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392 )
» تحفه مومن ( چهارشنبه هفتم اسفند 1392 )
» دعوت به دین یا مذهب؟ ( چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392 )
» بهشت در خانه های ما ( دوشنبه بیست و سوم دی 1392 )
» توبه ( جمعه یکم آذر 1392 )
» رابطه بین وضو و بیماری تراخم چشم ( شنبه یازدهم آبان 1392 )
» مسلمان قبله اول تو از دست تو رفته است. ( چهارشنبه یکم آبان 1392 )
» اجر و پاداش روزه داشتن عرفه ( یکشنبه بیست و یکم مهر 1392 )